الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

39

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

و دانستن اين مباحث يعنى چگونگى ربط حادث به قديم و صدور كثير از واحد هم لازم باشد و نظير مباحثى كه منتهى به بحث از ذات الهى مىشود - كه منهىٌّ عنه است - نباشد ، بديهى است كه در اين صورت اين سازگارى بين اين نظر و احاديث به جا و معقول است . ولى آنچه به طور مسلّم مىتوان گفت اين است كه ورود در اين مباحث لزومى ندارد ، خصوصاً كه شناختن پيغمبر و امام در اين اوج و حدّ واجب نيست و عرفان و معرفت مقامات آنان ، با معرفت اين مباحث ارتباطى ندارد . بلى ، شكى نيست كه صادر اكمل و اتمّ و اشرف ، نور رسول خدا و ائمه طاهرين و حضرت زهرا - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - است و برحسب روايات زيادى صادر اوّل نيز انوار ايشان است ، چنان‌كه بنابر احاديث معتبر ديگر ، خدا نور پيغمبر را از نور خود ، و نور على را از نور پيغمبر آفريده ، كه بديهى است اين معانى و تعبيرات ، كه اشاره به حقايق و مطالبى راجع به غيب اين عالم و غيب وجود آن ذوات مقدّس است ، منافاتى با عقايد توحيدى نداشته و اشكالى ندارد ؛ زيرا همانطور كه خدا اين عالم ماده و ظاهر را از عناصر و بسائط مىآفريند ، باطن عالم و ارواح را نيز از انوار حضرات معصومين ، خلق فرمايد و از آن عالم معنى به اين عالم غيب مدد بدهد ، چنان‌كه از نور آفتاب و هوا و مواد زمين ، به انسان و جنبندگان ديگر و نباتات مدد مىبخشد ، هرچند ما اين روابط عينى را درك نكنيم و عاجز از فهم چگونگى آن باشيم ، ولى اگر صادق مصدّق از آن خبر داد مىپذيريم ، امّا اينكه ايشان - كه علّت غايى خلقت هستند - علّت فاعلى ايجاد ساير ممكنات ، به ايجاب يا غير ايجاب باشند خواه آنان را مستقل در ايجاد بشمارند و تأثير آنها را در ايجاد ذاتى آنها بگويند يا غير مستقل بگويند و منصب و مأموريت بدانند ، اين‌گونه عقايد يا شرك است و خلاف توحيد افعالى ، و يا خلاف مطلب چهارم از مطالب مذكور در اين مقدمه است .